نظامی گنجوی
حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن موید نظامی گنجوی از استادانبزرگ سخن و از ارکان شعر فارسی است . تولد وی در شهرگنجهمی باشد که سال 530 ه.ق در حوالی آذربایجانبوده .نظامی غیر از دیوانی که عدد ابیات آن را دولتشاه بیست هزار بیت نوشته و اکنون فقط مقداری از آن در دست است پنج مثنوی مشهوربنام پنج گنج دارد که آن را عادۀ خمسه نظامی می گویند .مثنوی های پنج گنج عبارتند از : 1- ((مخزن الاسرار)) 2- ((خسرو وشیرین)) 3- ((عشق بازی خسروپرویز با شیرین)) 4- ((لیلی ومجنون)) 5- ((اسکندر نامه)) .البته نظامی غیر از پنج گنج دیوان قصاید و غزلیاتی هم داشت .نظامی در سال 624 در گذشت ودیار فانی را وداع گفت .
دیوان اشعار :
نخستین بار گفتش ((کاز کجایی))؟
بگفت: ((از دار ملک آشنایی))
بگفت: ((آنجا به صنعت در چه کوشند؟))
بگفت: ((انده خرند و جان فروشند))
بگفتا: ((جان فروشی در ادب نیست))
بگفت: ((ازعشق بازان این عجب نیست))
بگفتا: ((از دل شدی عاشق بدین سان؟))
بگفت: ((از دل تو می گویی،من از جان))
بگفتا: ((هر شبش بینی چو مهتاب؟))
بگفت: ((آری،چو خواب آید:کجا خواب؟))
بگفتا: ((دل ز مهرش کی کند پاک؟))
بگفت: ((آنگه که باشم خفته در خاک))
بگفتا: ((گر خرامی در سرایش؟))
بگفت: ((اندازم این سر زیر پایش))
بگفتا: ((گر کند چشم ترا ریش؟))
بگفت: ((این چشم دیگر دارمش پیش))
بگفتا: ((گر کسیش آرد فراچنگ؟))
بگفت: ((آهن خوردگر خود بود سنگ))
بگفتا: ((چون نجویی سوی او راه؟))
بگفت: ((از دور شاید دید در ماه))
ای ول بابا اینا رو از کجا پیدا می کنی